جهانِ هیچ

یک عدد جهانِ پر از هیچ

یک غیبت کوتاه!

صاحب این وبلاگ به چهار دلیل مگو مدتی نمی تواند حضور داشته باشد اما دلش هم نیامد چراغ وبش خاموش باشد لیکن پست هایی آماده کرده و برای انتشار در آینده تنظیمشان کرده و بزودی هم بر میگردد و همه شما را میخواند :)

(البته فقط حاضری برقرار رو شاید بیام و بزنم)

دلش برایتان تنگ خواهد شد.

تا ساعت 00:00 که بشه فردا وقت هست اگر حرفی سختی چیزی دارین در خدمتم :)

(خیلی ها هم هنوز رمز نگرفتن!)

۱۸ نظر ۱۸ موافق ۱ مخالف

هشدار! این پست حاوی عکسی از صاحب این وبلاگ است.

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

آدم های بی‌ مبنا

تویی که هنوز فهم این موضوع رو نداری، که بین ایدئولوژی انقلاب و کارگزاران فاسد هیچ ارتباطی وجود نداره!

پس چجوری میخوای بین حکومت نبی صلی الله علیه و آله با کارگزاری عمر و عثمان تفاوت قائل بشی؟!

با این تِز خوش فکری ،باید به انقلاب پیامبر هم کافر بشی!مسلمون

پیامبر کاخ‌نشین نبود ، ولی عثمان و معاویه کاخ ساختند

به جای زدن اصل ایدئولوژی پیامبر با عثمان ها مبارزه کن!

+عین صاد

۱۱ نظر ۲۰ موافق ۴ مخالف

سر زدن از روی دلتنگی

سلام خب بله پنل رو باز کردم اما نه ستاره ای رو خاموش کردم و نه نظرهای جدید رو خوندم و قرار هم نیست بمونم فقط اومدم بگم به طرز عجیبی امروز زیارت به یادتون بودم :)

و براتون از آینه کاری های رواق عکس گرفتم :)

بعد از حدود ۶ ماه حرم رفتم و چه زیبا بود پخش شدن نوحه این گل را به رسم هدیه تقدیم نگاهت کردیم یا زینب ...

همزمان با ورود شهید مدافع حرم لشکر فاطمیون که ۵ سال پیش در سن ۱۵ سالگی به شهادت رسیده بود و حالا برگشته ، شهید محمد بخشی ، کاش میتونستم فردا هم که این شهید مهمون دعای ندبه موسسه هست برم ولی .... شما اگر رفتین دعام کنین .

 

 

+ببخشید عکس ها آپلود نمیشه یادتون باشه بعدا براتون بذارم:)

۴ نظر ۱۵ موافق ۱ مخالف

در ستایش قرص نصف کن

حتما برایتان پیش آمده که دکتر برایتان قرصی تجویز کرده که باید روزی نصفش را مصرف کنید و یا سردرد گرفته اید و میخواهید یک قرص استامینوفن بخورید اما دزش بالاست و می خواهید نصفش کنید، چگونه قرص را نصف می کنید؟!

با چاقو نصفش می ‌کنید که بیشتر از یک چهارم قرص را پودر می کند و یا با دندانتان نصفش می کنید که باز هم قرص را در دهانتان خرد و پودر میکند و مزه ی تلخش در دهانتان پخش می شود درست مثل لیمو شیرین تلخ شده.

حتما این روش را هم امتحان کرده اید که که قرص را با فشار به کف دستتان نصف کنید و در 80 درصد موفق نبوده اید و تنها رد قرص روی دستتان باقی مانده و جایش قرمز شده.

از دیگر روش های نصف کردن قرص مطلع نیستم و به سختی های نصف کردن قرص های ریز هم اشاره ای نمی کنم.

از قرص نصف کنم تشکر به عمل می آورم که با تیغه نازک و تیزش ریزترین قرصم که دیگوکسین است را به شکل مساوی از وسط نصف میکند. و این هم خیلی خوب است که یک محفظه کوچک دارد تا نیمه باقی مانده قرص را که باید فردا بخورم دور از آلودگی می توانم در آن نگه دارم.

+از مخترع قرص نصف کن هم خیلی ممنونم.

۴ نظر ۱۳ موافق ۰ مخالف

من نه، ما / در باب همسر آینده

همیشه برایم سخت بوده و هست که برای دیگران شرح بدم که چه کسی را می خواهم ، شرح دقیقا این که کسی باشد که به هر چه که خدا گفته و خدا دوست دارد و در منطق عقل میگجد عمل کند باشد ، خیلی خیلی سخت است.

17 دی ماه کتابی را در باب ازدواج از دستان نویسنده هدیه گرفتم که تا چند روز مردد بودم به خواندش نه اینکه کتاب بدی باشد اما من به خودم اطمینان نداشتم تاب و توان نوشته های کتاب را داشته باشم یا نه؟! نکند چیزی که از همسر آینده ام میخواهم اشتباه باشد؟ و ......!

اما دل را به دریا زدم و شروع کردم به خواندن نتیجه بیش از 20 سال مشاوره ازدواجی که حالا در قالب رمان بدست جوانان می رسد و برای شما از این کتاب مینویسم.

کتاب رو از دو جهت میشود خواند از سمتی که آبی است زهرا می نویسد و از سمت صورتی محمد به وسط کتاب که میرسیم من ها ما میشوند ، ازدواج میکنند و روایت هر دو را می خوانیم.

 

می خواستم اول بدانم زهرا درباره ازدواج چه نوشته پس از سمت صورتی شروع کردم به خواندن اما محمد داشت روایت می کرد با تعجب از سمت آبی شروع کردم به خواندن.

 

اما اصل قصه این روزهای من ،

مثل خیلی ها که می آمدند، آن ها هم یک شنبه بعد از دو سه بار گفت و گو با خانواده و کمی تحقیق و بالاخره تایید، آمده بودند خواستگاری رسمی. در ذهنم همیشه این بوده که خواهان باید برای طلب خواسته اش کمی تلاش کند و به راحتی آن چه را که می خوهد در مشت خودش نبیند.

ده ها بار مشت کند و باز کند، بخواهد و نیابد، بیاید و برود.سری کج کند در طلب؛ تا شاید کمی رو ببیند از آن که طالبش بوده ، آن وقت اگر رسید ، می شود گفت واصل شده است.

من این را برای جنس خودم یک شأنیت می دانم.

صفحه11

دلم میخواست اراده  تمام بلندگوها و سیستم های صوتی دستم بود و فریاد می زدم  که خواهرم به جان خودم ، به جان خودت تو آنقدر ارزش داری که برای بدست آوردنت باید از هفت خان رستم بگذرند ، نه به این معنا که انتظار داشته باشی کیلو کیلو طلا به پایت بریزند بلکه به این معنا که تو مثل همان فرد مهم مملکتی حتی بالاتر که برای دیدنت دیگر چه برسد برای بدست آوردنت باید از فیلتر های امنیتی ، اخلاقی و .... به سلامت عبور کنند.

اصلا خدا خانواده را خلق کرد برای آرامش دختر خانه:)

 

من ، منم. در فاصله ها نه، در جایگاه شخصیتی که خودم خلق شده ام. قطعا کسی می تواند این را دریابد که نگاه خالق به جنس زن را دریافته باشد.(زن با تمام لطافت و محبتش. با تمام قدر و شکنندگیش. با تمام ملاحت و شکوهش!)حال هر که باشد، از هر دیاری باشد، تحصیل کرده یا بی سواد، برای من آدم با معرفتی است که فهم خلقت دارد و من به رسم زنانگی خودم تمام قد همراهش در تمام دامنه ها، دره ها، قله ها، بیبان ها و دریا می مانم.

پس من را نه برای جسمم بپسند. نه برای این که فرمانروای من بشوی و قدرتت را به رخم بکشی، نه برای آن که خانه داریت را بکنم تا تو آسوده خاطر باشی...من را برای آن که خدا بهتر از من نیافریده بخواه. برای آن که تورا یاری کنم تا بتوانی به آسمان برسی بخواه، من را برای آرامش خودت و خودت را برای آرامش من بخواه؛ نپسند که بخواهم جز این فکر، قدم در راهی بگذارم که تو و اندیشه نابت نباشد.

مرا؛ تو درست بپسند.

صفحه13

 

همیشه وقتی با دوستانم صحبت درباره هنرمندان و فوتبالیست ها میشد محوریت اندام و چشم و ابرو عینک و لباس و ماشین شان بود و همین ها را ملاک خوشبختی همسرانشان می دانستند و ندای خوش به حال همسرش ، خوش به حال همسرنشان گوش های ملائلکه را کر کرده بود ؛ در گوشه ذهنم همیشه این سوال وول می خورد که پس یعنی همسرشان در خانه ازشان ها متنفر است چرا؟ چون حتما لباس راحتی به تن دارد نه شلوار جین و کت تک با مارک فلان و کفش چرم سوسمار و حتما هم عینک آفتابی به چشم ندارد ...

دوستی داشتم که خواهرش با یکی از همین سلبریتی ها ازدوج کرده بود وقتی میپرسیدم که چه تعریف های از همسرش میکند: خلاصه میشد به اینکه از این قیمت نجومی پایین تر لباس نمیخرد ، غذا نمیخورد ، تفریح نمی کند و ... در واقع من انتظار شنیدن این جملات را داشتم که بگوید مهربان است ، به مادرش احترام می گذارد ، در قبال پدرش مسئولیت پذیر است و هر وقت بتواند کمکش میکند حتی منتظر بودم بگوید حامی حقوق حیوانات است ، می فهمید منتظر یک خصلت اخلاقی بودم نه مادی و جسمی اما ... نمی دانم جدا شده اند یا نه اما همیشه دعوا و جنگ و جدال داشتند.

حالا بحث همین است که او من را برای چه میخواهد؟

من او را برای چه می خواهم؟

یعنی می داند که من دارم خودسازی میکنم نه فقط برای اینکه خودم آرامش داشته باشم بلکه منبع آرامش او باشم و در آرامشم بچه ها را تربیت کنم؟

یعنی او هم به خاطر من مراقب خودش است؟

برای شناختن درست جنس من تلاشی کرده؟

یا .....

۶ نظر ۱۴ موافق ۰ مخالف

دل آویز 💛 14

راستی چیزی نمونده تا نرگس هام غنچه بدن ...

۱۲ نظر ۲۱ موافق ۱ مخالف

یک دو سه برقرار پنج ، صدا میاد ؟؟!

رفقای فرهیخته و کتاب بخوانم سلام 

میدونم میدونم دنبال جمع فرهیختگان هستین در بیان ولی پیدا نمیکید 

خب حالا من اینجا چی کار میکنم اومدم جمع فرهیختگان یبان رو بهتون معرفی کنم 

برقرار رو دنبال کن و دنبال کردنت رو برقرار کن

یا مثلا حاضری کتاب خوندنت رو برقرار کن

یا مثلا کتاب معرفی کردنت رو برقرار کن

یا مثلا جایزه گرفتنت رو برقرار کن

این هم میشه که پادکست گوش دادنت رو برقرار کن :)))

 

برقرار از ایده تا اجراش حاصل تفکر و اراده فرزندان خلاق همین آب و خاک بیان هست ، یه فضای جذاب و جالب برای انگیزه دادن به کتاب نخوان ها برای کتاب خوندن و ایجاد شور و ذوق و انگیزه در کتب خوانان برای بیشتر خواندن و ادامه دادن کتاب خوانی .....

برای من برقرار یه دورهمی با سالاد کتابه ، البته شما هر چی دوست داشتیم بخورین کافه کتاب هم دارن ، بستنی کتاب ، آب پرتقال کتاب یا آب سیب کتاب ولی آب به لیمو کتاب رو من دوست نداشتم ، کباب داغ کتاب داغ و ....

خلاصه اگر در جمع ما نیستی یعنی چه کی نیستی ؟؟بگم فرشته های الهی بهت پشت کنن؟؟؟ خب آفرین بیا بیا به جمع برقراری ها بپیوند.

 

 

 

+از برقرار معذرتت میخوام اینقدر مفتضح معرفیش کردم لطفا به دل نگیر جبران میکنم هق هق هق

۲ نظر ۱۵ موافق ۱ مخالف
About me
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید!

#رَبِّ


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان