جهانِ هیچ

یک عدد جهانِ پر از هیچ

من نه، ما / در باب همسر آینده

همیشه برایم سخت بوده و هست که برای دیگران شرح بدم که چه کسی را می خواهم ، شرح دقیقا این که کسی باشد که به هر چه که خدا گفته و خدا دوست دارد و در منطق عقل میگجد عمل کند باشد ، خیلی خیلی سخت است.

17 دی ماه کتابی را در باب ازدواج از دستان نویسنده هدیه گرفتم که تا چند روز مردد بودم به خواندش نه اینکه کتاب بدی باشد اما من به خودم اطمینان نداشتم تاب و توان نوشته های کتاب را داشته باشم یا نه؟! نکند چیزی که از همسر آینده ام میخواهم اشتباه باشد؟ و ......!

اما دل را به دریا زدم و شروع کردم به خواندن نتیجه بیش از 20 سال مشاوره ازدواجی که حالا در قالب رمان بدست جوانان می رسد و برای شما از این کتاب مینویسم.

کتاب رو از دو جهت میشود خواند از سمتی که آبی است زهرا می نویسد و از سمت صورتی محمد به وسط کتاب که میرسیم من ها ما میشوند ، ازدواج میکنند و روایت هر دو را می خوانیم.

 

می خواستم اول بدانم زهرا درباره ازدواج چه نوشته پس از سمت صورتی شروع کردم به خواندن اما محمد داشت روایت می کرد با تعجب از سمت آبی شروع کردم به خواندن.

 

اما اصل قصه این روزهای من ،

مثل خیلی ها که می آمدند، آن ها هم یک شنبه بعد از دو سه بار گفت و گو با خانواده و کمی تحقیق و بالاخره تایید، آمده بودند خواستگاری رسمی. در ذهنم همیشه این بوده که خواهان باید برای طلب خواسته اش کمی تلاش کند و به راحتی آن چه را که می خوهد در مشت خودش نبیند.

ده ها بار مشت کند و باز کند، بخواهد و نیابد، بیاید و برود.سری کج کند در طلب؛ تا شاید کمی رو ببیند از آن که طالبش بوده ، آن وقت اگر رسید ، می شود گفت واصل شده است.

من این را برای جنس خودم یک شأنیت می دانم.

صفحه11

دلم میخواست اراده  تمام بلندگوها و سیستم های صوتی دستم بود و فریاد می زدم  که خواهرم به جان خودم ، به جان خودت تو آنقدر ارزش داری که برای بدست آوردنت باید از هفت خان رستم بگذرند ، نه به این معنا که انتظار داشته باشی کیلو کیلو طلا به پایت بریزند بلکه به این معنا که تو مثل همان فرد مهم مملکتی حتی بالاتر که برای دیدنت دیگر چه برسد برای بدست آوردنت باید از فیلتر های امنیتی ، اخلاقی و .... به سلامت عبور کنند.

اصلا خدا خانواده را خلق کرد برای آرامش دختر خانه:)

 

من ، منم. در فاصله ها نه، در جایگاه شخصیتی که خودم خلق شده ام. قطعا کسی می تواند این را دریابد که نگاه خالق به جنس زن را دریافته باشد.(زن با تمام لطافت و محبتش. با تمام قدر و شکنندگیش. با تمام ملاحت و شکوهش!)حال هر که باشد، از هر دیاری باشد، تحصیل کرده یا بی سواد، برای من آدم با معرفتی است که فهم خلقت دارد و من به رسم زنانگی خودم تمام قد همراهش در تمام دامنه ها، دره ها، قله ها، بیبان ها و دریا می مانم.

پس من را نه برای جسمم بپسند. نه برای این که فرمانروای من بشوی و قدرتت را به رخم بکشی، نه برای آن که خانه داریت را بکنم تا تو آسوده خاطر باشی...من را برای آن که خدا بهتر از من نیافریده بخواه. برای آن که تورا یاری کنم تا بتوانی به آسمان برسی بخواه، من را برای آرامش خودت و خودت را برای آرامش من بخواه؛ نپسند که بخواهم جز این فکر، قدم در راهی بگذارم که تو و اندیشه نابت نباشد.

مرا؛ تو درست بپسند.

صفحه13

 

همیشه وقتی با دوستانم صحبت درباره هنرمندان و فوتبالیست ها میشد محوریت اندام و چشم و ابرو عینک و لباس و ماشین شان بود و همین ها را ملاک خوشبختی همسرانشان می دانستند و ندای خوش به حال همسرش ، خوش به حال همسرنشان گوش های ملائلکه را کر کرده بود ؛ در گوشه ذهنم همیشه این سوال وول می خورد که پس یعنی همسرشان در خانه ازشان ها متنفر است چرا؟ چون حتما لباس راحتی به تن دارد نه شلوار جین و کت تک با مارک فلان و کفش چرم سوسمار و حتما هم عینک آفتابی به چشم ندارد ...

دوستی داشتم که خواهرش با یکی از همین سلبریتی ها ازدوج کرده بود وقتی میپرسیدم که چه تعریف های از همسرش میکند: خلاصه میشد به اینکه از این قیمت نجومی پایین تر لباس نمیخرد ، غذا نمیخورد ، تفریح نمی کند و ... در واقع من انتظار شنیدن این جملات را داشتم که بگوید مهربان است ، به مادرش احترام می گذارد ، در قبال پدرش مسئولیت پذیر است و هر وقت بتواند کمکش میکند حتی منتظر بودم بگوید حامی حقوق حیوانات است ، می فهمید منتظر یک خصلت اخلاقی بودم نه مادی و جسمی اما ... نمی دانم جدا شده اند یا نه اما همیشه دعوا و جنگ و جدال داشتند.

حالا بحث همین است که او من را برای چه میخواهد؟

من او را برای چه می خواهم؟

یعنی می داند که من دارم خودسازی میکنم نه فقط برای اینکه خودم آرامش داشته باشم بلکه منبع آرامش او باشم و در آرامشم بچه ها را تربیت کنم؟

یعنی او هم به خاطر من مراقب خودش است؟

برای شناختن درست جنس من تلاشی کرده؟

یا .....

۶ نظر ۱۴ موافق ۰ مخالف
🍃. Narges
۱۲ اسفند ۱۸:۳۴

خیلی خوب بود. ملاک های مادی مدتی جذابه ولی بعدش بعد ز تشکیل زندگی میفهمی که کاملا اشتباه میکردی . البته خیلی وقتا هم نباید ملاک مادی روفراموش کرد ولی دین اخلاق روش هدف رفتار اینا خیلی مهمن خیلی

پاسخ :

اصلا نمیشه منکر مسائل مادی شد ولی این هم درست نیست که باقی مسائل رو فدای مادیات کرد.
یه کلیپی رو از کبریت مدیا دیدم در این باره یادم بندازید براتون پستش کنم‌
آقای آبی
۱۲ اسفند ۱۹:۱۴

خیلیم عالی، با همه نوشته موافقم جز اون نقلی که میگه طالب باید سختی بکشه، نه از اون جهت که مرد باشم و بگم، بلکه بیشتر از اون جهت که به نظرم کسی که واقعا بر اساس سختی رسیدن به یه چیزی شرطی بشه و اون طور محک بخوره هنوز خیلی راه داره تا تعالی. تا ارزشمند شدن. این واقعا خواست دوطرفه است به نظرم و واقعا به این شکل عمل کردن رسم بدیه و فکر نمی کنم دین هم اینطور امتحانی رو بپسنده! شأن یه آدم به این نیست، به نظرم، این با مغرور بودنی که تو روابط عادی میبینیم تفاوتی نداره... که طرف خودشو میگیره و این گرفتن خود اصلا ارزش انسانی نیست. 

پاسخ :

ممنون از نظرتون آدم برای چیزای خوب باید سختی بکشه البته ما‌هم راضی نیستیم شما خیلی سختی بکشید و منظورمون هم اصلا سختی کشیدن شما نیست و از این طرف ماجرا این مسئله رو هم برای دختر داشته باشیم که نذاره به راحتی آب خوردن بدستش بیارن و احیانا ارزش ها از بین بره.
واقعا همینطور که گفتین این مسئله دوطرفست.

من این را برای جنس خودم یک شأنیت می دانم.

صفحه



کپی کن ولی من که راضی نیستم ! jahanehich.blog.ir

چرنوبیل ○●
۱۲ اسفند ۱۹:۴۰

اولا که غیبت کوتاه و غیر کوتاه برای یک وبلاگ نویس چیز پسندیده ای نیست :/

دوما که خواستم یه مطلب پر و پیمون درباره "زن" بنویسم که هم فرصت نمیکنم و هم میترسم فک کنن چون اکثر مخاطبام خانم هستن اینارو میگم!

سوما که ان شاالله یدونه پسر که خدا بپسنددش و شما دلت برایش برود نصیبتان گردد،آمین یا رب العالمین.

پاسخ :

سلام بله درست میفرمایید به بزرگی خودتون ببخشید.
نه این فکر رو نمیکنیم در اولین فرصتتون بنویسید.
الهی آمین و امیدوار لیلا خانم شما در صحت و سلامتی باشه تا شما پیداش کنید.

میم مهاجر
۱۲ اسفند ۲۰:۰۸

یه جورایی دو جلد رنج مقدس هم به این موضوع پرداخته بود ولی به نظرم کمی لوس پرداخته بود به مسأله... 

 

 

پاسخ :

مخاطب هدف رنج مقدس خیلی خوشش اومده و خیلی هم تاثیز گرفته بود.
حالا ماها که یکمی بزرگتریم بیشتر دنبال جنبه ها و مسائل جدی کتاب هستیم و اونها رو برداشت می کنیم.
میم مهاجر
۱۲ اسفند ۲۰:۱۵

"برای شناختن درست جنس من تلاشی کرده؟"

این خیلی ملاک مهمیه و البته خیلی مظلوم، یعنی طرف خیلی باید حواسش باشه و خودش پیگیر باشه که این رو انجام داده باشه وگرنه به صورت عمومی تو تربیت ها مادران گرامی این مورد رو لحاظ نمی کنن چندان که از سیه سنی به بچه هاشون یاد بدن برای شناخت روحیات و خصوصیات جنس مخالف تلاش کنن

 

اینکه دو نفر دنبال خودسازی باشن و ملاکشون تقوای طرف مقابلشون باشه خیلی عالیه ولی به نظرم در عمل برای خیلی هامون سخت باشه

خصوصا اگر جایی فرد مقابل برای رعایت تقوا مجبور باشه از خواسته ی ما بگذره یا کاری انجام بده که خلاف میل ماست

 

یه بار تو یه جلسه ای از استاد ارائه دهنده پرسیدن بالاخره حرف آخر رو زن میزنه یا مرد؟ 

ایشون حتی بدون اینکه تفکیک کنن مسائل عاطفی، خانوادگی، اقتصادی و... رو جواب دادن هیچ کدوم! حرف آخر باید حرف خدا باشه

رسیدن به این نقطه نیازمند یه خودسازی خیلی محکمه انقدری که دوطرف هوای نفسشون منطبق بر خواست خدا بشه و اینجوری با یه مبنای مشترک به یه نظر واحد برسن

 

پاسخ :

واقعا درست گفتین و حرف دل من رو هم زدین
در میدان عمل مشخص میشه چقدر مردیم ، من که به خودم شک دارم در عمل موفق باشم دارم تلاشم رو هم میکنم و تلاش کردن هم بهتر از یکجا نشستن و فقط آرزوش رو داشتنه.


طرفین خیلی باید پا رو نفسشون بذارن تا بتونن حرف خدا رو اجرا کنن.
مهشید **
۱۴ اسفند ۱۳:۱۰

عالی بود عزیزم استفاده کردم

ان شاءالله سربلند و عاقبت بخیر باشی 🙏🏼🙏🏼

پاسخ :

ممنونم خیلی هم عالی
پاینده باشید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید!

#رَبِّ


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان