جهانِ هیچ

یک عدد جهانِ پر از هیچ

جهانِ هیچ

یک عدد جهانِ پر از هیچ

جهانِ هیچ

گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید!

#رَبِّ


آخرین مطالب

۲۴ مطلب در آبان ۱۳۹۹ ثبت شده است

لطافت روح

پنجشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۹، ۰۵:۲۶ ب.ظ

دو روز پیش رفتم به گلفروشی که بهم معرفی کرده بودن برای خریدن پیاز نرگس گلدونش و خاکش ، از وقتی از اون گلفروشی برگشتم کلی حالم خوبه ...

توی راه که داشتم میرفتم به موجود زنده بودن گل و گیاه ها فکر میکردم به این که اونا هم مثل من و کلاغ و کفشدوزک زنده اند، روح دارن ، احساس میکنن؛ با خودم گفتم اون کسی که باهاشون زندگی میکنه باید بتونه روحش رو با روحشون ارتباط بده احساساتشون رو درک کنه و ...

 

وقتی رسیدم کلی گلدونای کاکتوس و قاشقی و چند مدل که اسماشون رو نمی دونم  بیرون مغازه چیده شده بودن در رو که باز کردم مخلوط بوی طراوت و خاک زنده، صدای آواز قناری  و صحنه قنوت نماز مردی میانسال با پس زمینه سرسبز گلدون های سانسورسا ، پتوس ، دیفن باخیا و ... تمام وجودم رو پر از حس مثبتِ آرامش کرد.

در حین اینکه آقای گلفروش گلدون ها رو برا آماده میکرد شروع کردم ازش سوال پرسیدن .

_ من یه گلدون آگلنما دارم که دو تا گل هم داده بود ولی الان چهارتا برگ بیشتر بهش نمونده ؟

+دخترم هر چند روز بهش آب میدی؟

_هر سه روز 

+نه نکن این کارو اذیت میشه هر دوازده روز بهش عمیق آب بده بعد هم آب زیر گلدونی رو خالی کن، خدا فقط بامبو رو دائم الآب خلق کرده روی کره زمین

_خب گلدون پتوسم که داره زرد میشه چی؟اونم هر سه روز آب دادم.

+داره زرد میشه چون از آبیاری زیاد ریشه ها داره میگنده ، ای کاش آورده بودیش برات خاکش رو عوض کنم که حیوون جون بگیره.

_راستی آگلنمام شپشک زده ...

+اول قرنطینش کن دخترم بعد این سم رو بهت میدم سه سی سی رو تو یه لیتر آب مخلوط کن امروز بهش اسپری کن بعد دو روز دیگه بعد چهار روز بعدش هر چهل روز.

_باشه ممنونم .خواستم در مورد سانسوریا بپرسم که گفتن:

+این سم خیلی گیاه رو براق میکنه خوشت نیاد هر روز بهش بزنی برگای طفلی بسوزه و نتونه نفس بکشه

و ...

 

من تمام مدت زیر ماسکم لبخند از سر ذوق داشتم .

واقعا باید این روحیهِ لطیف رو در خودم تقویت کنم ...

 

 

  • جهانِ هیچ

شیرین برگرد!

چهارشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ۰۱:۴۷ ق.ظ

اگه برادرزاده ندارین از خدا میخوام بهتون عنایت کنه

 

برای منزل برادرم مشکل پیش اومده و مجبور شد بیاد خونه ما چند هفته ای زندگی کنه.

حالا بعد از یه هفته رفته چند روزی هم خونه پدر خانمش ، امروز خونه بشدت تاریک بود چون شیرینی نبود که بخواد 7 صبح بیدار بشه درخواست شیر و بیسکویت کنه و بره ماژیک های منو برداره باهاشون ده تا نقاشی بکشه و بچسبونه به در و دیوار و یخچال و کمد حتی ماشین لباس شویی.

یا بیاد ازم بخواد فیلم تولد سه سالگیش رو برای بار شونصد هزارم پخش کنم،هر دفعه هم با این جمله که آخه عمه توش یه عروسکی بهم دادی کادو بعد من و پریا دوستم بازی میکردم یهو گم شد دلم براش تنگ شده میخوام تو فیلم ببینمش راضیم میکنه.

عصرها دوتا کتاب بیاره و بگه عمه بخون و هر کتاب رو براش ده بار بخونم و عین ده بار ذوق کنه ولی من فَکم شروع میکنه تِق تِق صدا دادن دهنم خشک میشه چشمام یه ور میمونه وقتی بهش میگم شیرین بسه بغض میکنه میکه آخه من چیکار کنم تنهام داداشم هنوز نی نیه و ... دوباره مجبورم ادامه بدم ...

 از شبکه پویا نگم براتون که شعراشو دیگه با مامانم حفظ شدیم . دیگه کاردستی ، گلبازی ، بازی با اسلایم ، نشستن به انتظار دراومدن یه عروسک ابری نازک از لوبیای سحر آمیز ، مجبور شدن به نوشتن نامه برای پریا فاطمه حنانه و کادو کردنشون برای روزی که کرونا تموم میشه و میتونن برن خونه های همدیگه و عروسکاشونو به هم قرض بدن و بازی کنن رو شرح نمیدم براتون ...

 

خیلی دلم براش تنگ شده 

صبح حتما بهش زنگ میزنم ...

 

  • جهانِ هیچ

جداریات ۳

دوشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۹، ۱۰:۴۲ ب.ظ

  • جهانِ هیچ

دل آویز 💙 ۶

يكشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۹، ۱۱:۵۵ ب.ظ

  • جهانِ هیچ

صبرسنج الهی

شنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۹، ۰۲:۲۷ ب.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۴ آبان ۹۹ ، ۱۴:۲۷
  • جهانِ هیچ