جهانِ هیچ

یک عدد جهانِ پر از هیچ

حاضر جواب تر از من!

فضای شوخی های خیلی خیلی مسخره بین من و خواهر کوچکم در خانه ایجاد شده بود 

به مامان گفتم چرا بین این پنج تا بچه این مشکل دار نشد که زودتر هم بمیره؟(اشاره به خواهر کوچکتر از خودم)

خواهر سریع گفت :به جای این سوال میپرسیدی چرا خودت مشکل داری زودتر به جواب میرسیدی...

 

مادر:نگاه خیلی چپ چپ که هر دو ساکت شوید و بعد رو به من که : اعتراض نکن دست پروده خودته و بلاخره یکی پیدا شد جواب اون زبونتو بده ...

 

و من :  -__-

 

+امروز پشت سر هم پست گذاشتم فهمیدین استرس فردا رو دارم یا بیشتر پست بزارم؟!

۹ نظر ۱۵ موافق ۰ مخالف

در مسیر ساختن خود!

امیرالمومنین در خطبه 193 توصیف اهل تقوا می فرمایند که :

 

نُزِّلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِی الْبَلَاءِ کَالَّتِی نُزِّلَتْ فِی الرَّخَاءِ

 در روزگار سختى و گشایش، حالشان یکسان است...

نمی تونم ...

ولی باااید برسم بهش

چرا باید با هر اتفاقی چه خوب چه بد اینقدر به هم بریزم که گاهی حتی نتونم روی پا بایستم؟

احساس میکنم این حال یکسان نداشتم برای من به معنی اعتماد نداشتن به خداست 

برای من به این معناست که فراموش میکنم تسلط خدا رو بر عالم هستی 

این فراز بعدی خطبه رو هم بخونید ببینید چقدر قشنگه:

 

 وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِی کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ 

و اگر نبود مرگى که خدا بر آنان مقدّر فرموده، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم، در بدن ها قرار نمى گرفت، از شوق دیدار بهشت و ...

 

کی میرسیم به نقطه که مثل سردار اینطور عاشق خدا باشیم 

محبوب من خطابش کنیم و انتخاب کنیم مرگی انتخابی را ؟

۰ نظر ۱۲ موافق ۱ مخالف

و خدا جز خیر نمی‌خواهد

پیرو پست قبلی چیزی اضافه‌ای نمیگم فقط شرح ما وقع میکنم.

به برادر که زنگ زدم گفت ماشین سالم است و مشکلی نداشته و الان هم کارواشه ...

و بعد تماس گرفتم بیمارستان تهران و سراغ دکترم رو که می‌خواستم امروز برم پیشش گرفتم، گفتن امروز استثناً نیومدن ...

میدونید من از یک هفته پیش هر روز زنگ زده بودم و پرسیده بودم دوشنبه هستن؟ و جواب گرفته بودم بله حتما هستن...

(حالا دیگه خودتون فکر کنید از یه شهر دیگه می‌رفتید پایتخت و دکتر نبود و ...)

۸ نظر ۱۴ موافق ۰ مخالف

هر آنچه خدا می خواهد

و از مقدرات الهی می توانم اشاره کنم به این که ماشین خراب شد و سفر به پایتخت و رفتن به بیمارستان دو روز عقب افتاد.

 

 

+دیدید برنامه می چیند، خودتون رو آماده می کنید، تمام هماهنگی های لازم رو انجام میدین ؛ اما دقیقه نود و نه تمام مخلوقات عالم هستی را هم که به صف کنید نمی شود که نمی شود.

گاهی نخواستن های خدا و راضی بودن به آنچه خودش می خواهد ، خواسته هایی را اجابت می کند که فکرش را هم نمی توانستیم در ذهنمان عبور دهیم.

الحمدلله على أی حال ...

۱۳ نظر ۱۶ موافق ۱ مخالف

مادرمان فاطمه

وقتی احساساتم در موضوعی به اوج خود می رسد قدرت بروزش را در شرح و نوشتن از دست می دهم ،

مثلا خواستم برایتان سلام مادر را بگذارم و چند خطی بنویسم 

و یا اینکه این مداحی عربی را برایتان ترجمه کنم 1دریافت 2دریافت

شاید هم این کتاب ناب را که حال و قال انسان را طراوت می بخشد معرفی کنم

این کار را هم میشد انجام بدهم که  ریتم این همخوانی را برایتان توضیح بدهم و بگویم همخوانی اش در جمع کشوری 700 نفره چه حس نابی دارد 

یا مثلا ...

اما داغ سنگین است و شرح سخت و تسلیت به صاحب عزا سخت تر

خودتان اگر رزقتان در این ها بود برداشت کنید و محتاجم به دعا ...

 

 

+الحمدلله که نامم از نام های مادر گرفته شده.

 

۸ نظر ۱۳ موافق ۰ مخالف
About me
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید!

#رَبِّ


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان