جهانِ هیچ

یک عدد جهانِ پر از هیچ

در ستایش قرص نصف کن

حتما برایتان پیش آمده که دکتر برایتان قرصی تجویز کرده که باید روزی نصفش را مصرف کنید و یا سردرد گرفته اید و میخواهید یک قرص استامینوفن بخورید اما دزش بالاست و می خواهید نصفش کنید، چگونه قرص را نصف می کنید؟!

با چاقو نصفش می ‌کنید که بیشتر از یک چهارم قرص را پودر می کند و یا با دندانتان نصفش می کنید که باز هم قرص را در دهانتان خرد و پودر میکند و مزه ی تلخش در دهانتان پخش می شود درست مثل لیمو شیرین تلخ شده.

حتما این روش را هم امتحان کرده اید که که قرص را با فشار به کف دستتان نصف کنید و در 80 درصد موفق نبوده اید و تنها رد قرص روی دستتان باقی مانده و جایش قرمز شده.

از دیگر روش های نصف کردن قرص مطلع نیستم و به سختی های نصف کردن قرص های ریز هم اشاره ای نمی کنم.

از قرص نصف کنم تشکر به عمل می آورم که با تیغه نازک و تیزش ریزترین قرصم که دیگوکسین است را به شکل مساوی از وسط نصف میکند. و این هم خیلی خوب است که یک محفظه کوچک دارد تا نیمه باقی مانده قرص را که باید فردا بخورم دور از آلودگی می توانم در آن نگه دارم.

+از مخترع قرص نصف کن هم خیلی ممنونم.

۶ نظر ۱۳ موافق ۰ مخالف

برای قلبم

قلب عزیزم ، مهربانم

همیشه از تو بابت ضعف و کم کاری ات گله میکنم

می دانم به تو هم دارد سخت می گذرد

تمام تلاشم را می کنم برای اینکه خوب شوی

حتما ترکیب خون کثیف و تمیز خیلی بد مزه است

کمی دیگر تحمل کن روز های خوب به زودی می رسد

آنوقت پاتوقمان می شود کوه 

تفریحمان می شود دویدن در دشت ها

آن وقت می توانیم بستنی را بدون استرس افتادن فشار بخوریم

راستی می خواهم یک تشکر هم ازت بکنم بابت اینکه همراهی ام میکنی در لذت کتاب خواندن

همراهی ام میکنی در لذت کاشتن گیاهان در گلدان های رنگی رنگی

همراهی ام میکنی در هم زدن رنگ ها با هم برای کشف رنگ تازه

من را ببخش کم کم دارم احساسی میشوم

خدا را شکر میکنم بابت اینکه هستی حتی اگر کمی بیمار و تب دار

 

 

۱۳ نظر ۱۲ موافق ۰ مخالف

در ستایش آنژیوکت

مادرم تعریف میکند :زمانی که نوزاد بودی نمی دانم آنژیوکت بود و نداشتن؟ یا هنوز نیامده بود؟

وقتی بیمارستان بستری میشدی چند جای دستت سوراخ و کبود میشد برای گرفتن خون و وصل کردن سرم و ...

تو هم بد رگ کلی پرستار ها عرق میریختن تا رگت رو پیدا کنن.

 

اما حالا خدا خیرش بده خالق آنژیوکت را با اینکه بعد از دو یا سه روز رگ شروع میکنه به سوختن و باید عوض بشه اما کار رو راحت کرده از یک رگ هم خون گرفته می شود و هم سرم و دارو تزریق میشه.

 

اما نکته مهم تر در ستایش آنژیوکت این است که می توانی دستت را تکان بدهی مشتت را باز و بسته کنی ، هنگام خوابیدن استرس این را که نکند سرمت به پتو گیر کند و یا دستت را مشت کنی و رگت پاره شود و خون فواره کن و بپاچد به در و دیوار و تخت بغلی را نداری. (البته نه در این حد جنایی...)

راحت کتاب و گوشی بدست می گیری ، و مهم تر میتوانی قاشق را به دست بگیری و با نزاکت غذا بخوری :)

 

اسباب تفریحات را هم در مجازیجات فراهم میکند مثلا وقتی پرستار آنژیوکت را وصل کرد کمی خون رو دستم ریخت و شد شبیه صحنه تصادف از فرصت اینکه پرستار رفته گاز بیاورد و خون ها را پاک کند استفاده می کنم و از زوایای مختلف عکس می گیرم تا ماه ها می توان با آن خلق را سرگرم کرد.(البته بگم من از این کار توبه کردم این مربوط به سه سال پیش هست...)

 

 

+این سری داستان های بی مارستانی ادامه دارد ...

۱۰ نظر ۱۱ موافق ۰ مخالف

کرونایی که کرونا نیست

یه جوری مریض شدم و کل سیستم بدنم قاطی پاتی شده که فقط می‌خندم...

حالا مسئله قلب به کنار اون دردای خودشو داره 

الان دچار عفونت گوش و حلق شدم 

سرفه و عطسه باهم

تب و لرز

بدن درد

سردرد 

و ...

بعد قشنگی ماجرا  اینجاست که تا الان هر چی داروی چرک خشک کن و آنتی بیوتیک خوردم بهش حساسیت داشتم و ...

مدیونید اگر فکر کنید با این اوضاع امیدمو به زندگی از دست دادم ،تازه کتاب جدیدمو شروع کردم به خوندن ،لا به لاش هم دارم لباس طراحی میکنم

 

 

 

 

فکر می‌کردم امتحان گرفتن خدا با بیماری خیلی راحته فقط باید صبور باشی و ناشکری نکنی ولی الان متوجه شدم نه تنها فقط ناشکری نیست باید کلی هم خداروشکر کنم به قول حاج علیرضا انسان شکور لذت بردنش از زندگی و دردهاش بیشتر هست، و این شاکر بودن جایگاهش از صبوری بالاتره.

۱۲ نظر ۱۱ موافق ۰ مخالف

صبرسنج الهی

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
About me
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید!

#رَبِّ


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان